نامه هفتادم
سلام عزیز دل مامان یه عالم حرف تو ذهنم داره وول میخوره خداکنه به وسطاش که برسم تموم نشه بعد از دو ماه سروقت پری شدن (چیزی که تو این چند سال محال بود) به این ماه خیلی امید داشتم روز 14 پری رفتم سونو و گفت طبق معمول هیچ چیزی عوض نشده و بزرگترین فولی 8 سانته خیلی غصه دار شدم ...... وقتی بابایی ازم پرسید بهش گفتم دکتر چیزی ندید ولی گفته شاید تخمک گذاری زودتر انجام شده باشه ....... بازم مثل همیشه ریختم تو خودم....... به بابات هیچی نگفتم تا با امید این روزا رو بگذرونه ............ اخه شادی اون تنها ارزوی منه مطمئن بودم که این ماه سروقت پری نمیشم ......... و همینطورم شد نه بی بی چک گذاشتم و نه ازمایش دادم و نه امپول میزدم ...
نویسنده :
الی
10:02



